عالم همه مبتدا، خبر کرببلاست
انسان، قفس است و بال و پر کرببلاست
در راه تو مَردُمَت همه پر جَنَماند
در مکتب عشق یکبهیک همقسماند
یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
هرگز نه معطل پر پروازند
نه چشم به راه فرصت اعجازند
مسیح، خوانده مرا، وقت امتحان من است
زمان، زمانِ رجزخوانی جوان من است
غم با نگاه خیس تو معنا گرفته
یک موج از اشک تو را دریا گرفته