ای دلنگران که چشمهایت بر در...
شرمنده که امروز به یادت کمتر...
تو قلّهنشین بام خوبیهایی
تنها نه نشان که نام خوبیهایی
با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
فریاد اگرچه در تو پنهان بودهست
خورشید تکلّمت فروزان بودهست
من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
روز اول کآمدم دستور تا آخر گرفتم
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم