خوش وقت کسی که عبرتاندیش شود
آگاهی او بیشتر از پیش شود
ای آرزویت دراز و فرصت کوتاه!
هم گوش به زنگ باش و هم چشم به راه
افسوس که این فرصت کوتاه گذشت
عمر آمد از آن راه و از این راه گذشت
برخیز سحر ناله و آهی میکن
استغفاری ز هر گناهی میکن
تا نیست نگردی، رهِ هستت ندهند
این مرتبه با همتِ پستت ندهند
حاجی به طواف کعبه اندر تک و پوست
وَز سعی و طواف هرچه کردهست، نکوست
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند؟
فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
هر چند ستاره غرق اشک و آه است
خورشید، دلش گرفتهتر از ماه است
دل زنده شود کز تو حیاتی طلبد
جان باز رهد کز تو نجاتی طلبد