الهی اکبر از تو اصغر از تو
به خون آغشتگانم یکسر از تو
بیان وصف تو در واژهها نمیگنجد
چرا که خواهر صبری و دختر نوری
ای ز داغِ تو روان، خون دل از دیدۀ حور!
بیتو عالم همه ماتمکده تا نفخۀ صور
خدایا رحمتی در کار من کن
به لطف خود هدایت یار من کن
اینان که به شوق تو بهراه افتادند
دلسوختگان صحن گوهرشادند
گفت: ای گروه! هر که ندارد هوای ما
سر گیرد و برون رود از کربلای ما...