آن را که ز دردِ دینش افسونی هست
در یاد حسین، داغ مدفونی هست
پا گرفته در دلم، آتشی پنهان شده
بند بندم آتش و سینه آتشدان شده
ایرانم! ای از خونِ یاران، لالهزاران!
ای لالهزارِ بی خزان از خونِ یاران!
آیا چه دیدی آن شب، در قتلگاه یاران؟
چشم درشت خونین، ای ماه سوگواران!...