میرود بر لبۀ تیغ قدم بردارد
درد را یکتنه از دوش حرم بردارد
محمّدا به که مانی؟ محمّدا به چه مانی؟
«جهان و هر چه در او هست صورتاند و تو جانی»
چه کُند میگذرد لحظههای دور از تو
نمیکنند مگر لحظهها عبور از تو
رُخش چه صبح ملیحی، لبش چه آب حیاتی
علی اکبر لیلاست بَه چه شاخه نباتی