در راه تو مَردُمَت همه پر جَنَماند
در مکتب عشق یکبهیک همقسماند
ای روی تو قبلۀ خلایق
یا حضرت کاشفالحقایق
هرگز نه معطل پر پروازند
نه چشم به راه فرصت اعجازند
آزادگی ز منّت احسان رمیدن است
قطع امید، دست طلب را بریدن است
پیری رسید و مستی طبع جوان گذشت
ضعف تن از تحمّل رطل گران گذشت