چیست این چیست که از دشت جنون میجوشد؟
گل به گل، از ردِ این قافله خون میجوشد
ای حرمت قبلۀ مراد قبایل!
وی که بوَد قبله هم به سوی تو مایل
این آفتاب مشرقی بیکسوف را
ای ماه! سجده آر و بسوزان خسوف را
گل بر من و جوانى من گریه مىکند
بلبل به همزبانى من گریه مىکند