بر نبض این گهواره نظم کهکشان بستهست
امید، بر شش ماه عمر او زمان بستهست
ای تن و جانت سپر هر بلا
کوفۀ تو قطعهای از کربلا
میان هلهله سینه مجال آه نداشت
برای گریه شریکی نبود و چاه نداشت
ای خوشهای ز خرمن فیضت تمام علم!
با منطق تو اوج گرفته مقام علم
امشب حرم خدا حرم شد
از مقدم یار محترم شد
ای فروغ دانشت تا صبح محشر مستدام
وی تو را پیش از ولادت، داده پیغمبر سلام
ای ماه آسمانی ماه خدا حسن!
خورشید، مستمند تو از ابتدا حسن!
سلام ما به تو، ای هاجر چهار ذبیح
درود ما به تو، ای مریم چهار مسیح...
بریز آب روان اسما، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا، ولی آهسته آهسته...
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين
باز روگرداندم از تو، باز رو دادی به من
با همه بیآبرویی آبرو دادی به من