چیست این چیست که از دشت جنون میجوشد؟
گل به گل، از ردِ این قافله خون میجوشد
وقتی در خانۀ علی میلرزد
دنیا به بهانۀ علی میلرزد
و آتش چنان سوخت بال و پرت را
که حتی ندیدیم خاکسترت را
نفسی به خون جگر زدم، که لبی به مرثیه وا کنم
به ضریحِ گمشده سر نهم، شبِ خویش وقف دعا کنم