مگر در ساعت رفتن دلم جا مانده بود اینجا؟
که از پی کفشدارانش مرا خواندند زود اینجا
پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
چون غنچۀ گل، به خویش پیچید، علی
دامن ز سرای خاک، برچید علی
با کعبه وداع آخرین بود و حسین
چون اهل حرم، کعبه غمین بود و حسین
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد
بر دامن او، گردِ مدارا ننشست
سقّا، نفسی ز کار خود وا ننشست