حاجیان آمدند با تعظیم
شاکر از رحمت خدای رحیم
دیر شد دیر و شب رسید به سر
یارب! امشب نکوفت حلقه به در
ای خاک ره تو خطّۀ خاک
پاکی ز تو دیده عالم پاک
امشب حرم خدا حرم شد
از مقدم یار محترم شد
آه ای شهر دوستداشتنی
کوچه پس کوچههای عطرآگین
کوه بودم، بلند و باعظمت
روی دامان دشت جایم بود
گفت: در میزنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟
ای روی تو قبلۀ خلایق
یا حضرت کاشفالحقایق
دین را حرمیست در خراسان
دشوار تو را به محشر آسان
باز هم اربعین رسیده بیا
باز هم از تو بیخبر ماندم
کاروان رفت و اهلِ آبادی
اشک بودند و راه افتادند
حرف او شد که شد دلم روشن
در دلم شوق اوست کرده وطن
دختری ماند مثل گل ز حسین
چهرهاش داغ باغ نسرین بود
امشب از آسمان چشمانت
دستهدسته ستاره میچینم
دل من! در هوای مولا باش
یار بیادعای مولا باش
ای رسول خدای را همدم!
در حریم رسالتش مَحرم
با حضورت ستارهها گفتند
نور در خانهٔ امام رضاست
هستی ما چو پلک وا میکرد
به حضور تو التجا میکرد
دور تا دور حوض خانهٔ ما
پوکههای گلوله گل دادهست
زیر باران دوشنبه بعدازظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
کوه آهسته گام برمیداشت
پیکر آفتاب بر دوشش