پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
چشمهها جوشید و جاری گشت دریا در غدیر
باغ عشق و آرزوها شد شکوفا در غدیر
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد