باران شده بر کویر جاری شده است
در بستر هر مسیر جاری شده است
دیدند که کوهِ آرزوشان، کاه است
صحبت سر یک مردِ عدالتخواه است
عالم همه مبتدا، خبر کرببلاست
انسان، قفس است و بال و پر کرببلاست
آنجا كه حرف توست دگر حرف من كجاست؟
در وصل جای صحبت از خویشتن كجاست؟
یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
برگرد ای توسل شبزندهدارها
پایان بده به گریۀ چشمانتظارها