ای دلنگران که چشمهایت بر در...
شرمنده که امروز به یادت کمتر...
از هالۀ انتظار، خواهد آمد
بر خورشیدی سوار خواهد آمد
سر تا به قدم آینۀ حسن خدایی
کارش ز همه خلق جهان عقدهگشایی
هرچند نفس نمانده تا برگردیم
با این دل منتظر، کجا برگردیم؟
با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
ای همه جا یار رسولِ خدا
محرم اسرار رسولِ خدا
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم