گواهی میدهد انجیل هم آیات قرآن را
نمیفهمم تقلای مسیحیهای نجران را
میان باطل و حق، باز هم مجادله شد
گذاشت پا به میان عشق و ختم غائله شد
روزی که عطش به جان گلها افتاد
از جوش و خروش خویش، دریا افتاد
تو با آن خستهحالی برنگشتی
دگر از آن حوالی برنگشتی
روز، روز نیزه و شمشیر بود
ظهر داغ خون و تیغ و تیر بود
دریا بدون ماه تلاطم نمیکند
تا نور توست، راه کسی گم نمیکند