میرسد تا آسمان، نور از خیابان شما
ای بلا و فتنهها دور از خیابان شما
با ملت «الله اکبر»
از قدرت شیطان نگویید
به سینه دلم دست و پا میزند
امام زمان را صدا میزند
بسم رب الحسین، بسم الله
پایمان محکم است در این راه
بایست سمت درستی که باور من و توست
که باز دست خداوند یاور من و توست
چه شد دوباره؟ صدای وحوش میآید!
صدای خندۀ شیطان به گوش میآید
از شورش و از فتنه و تشویش به دوریم
امروز عزادار جوانانِ غیوریم
از هر چه واژه، واژۀ زهرا فراتر است
بگذار ای قلم همه، بنویس کوثر است
و شیطان چه دارد؟ هیاهو هیاهو
هجوم صداها، از این سو از آن سو
با دردهای تازهای سر در گریبانم
اما پر از عطر امید و بوی بارانم
این خاک از خون شهیدان محترم شد
جمهوری اسلامی ایران حرم شد
دلا ز معرکه محنت و بلا مگریز
چو گردباد به هم پیچ و چون صبا مگریز
گمان مبر که پریشان، گمان مبر که کمیم
برای کشتنتان همصدا و همقسمیم
به رغم زخم زبانها به غم، عنان ندهم
ز کف، قرار خود از طعن طاعنان ندهم
بعید نیست غمت همچنان شهید بگیرد
بگیرد و همه جا باز بوی عید بگیرد
دوباره فتنه شد و مردم امتحان دادند
و باز درس بزرگی به دشمنان دادند
خفتهست آیا غیرت این بوم و بر؟ نه
افتاده است از دست ما تیغ و سپر؟ نه
ما از غم دشوار تو آسان نگذشتیم
ماندیم بر این عهد و ز پیمان نگذشتیم
سرو است و به ایستادگی متهم است
از شش جهت آماج هزاران ستم است
سخن چون از سر درد است باری دردسر دارد
خوشا مردی کزینسان دردسرها زیر سر دارد
هرچه از غم میشود جام بلا سرشارتر
مستی این جام، جان را میکند هشیارتر
چنان شیرینی دنیای ما شورانده دنیا را
که از ما وام میگیرند آیین تماشا را
نسل حماسه، وارثان کربلا هستیم
نسلی که میگویند پایان یافت، ما هستیم
دریغ است در آرزو ماندن ما
خوشا از لب او، فراخواندن ما