بحث روز است صحبت از غم تو
سرخ مانده هنوز پرچم تو
دلم امشب گدای سامرّاست
از تو غیر از تو را نخواهم خواست
آه کوفه چقدر تاریک است
ماه دیگر کنار چاه نرفت
تشنگان را سحاب پیدا شد
رحمت بیحساب پیدا شد
ای خداجلوه و نبیمرآت
مرتضیخصلت و حسینصفات
در لغت معنی شبح یعنی
سایهای در خیال میآید
صبحِ تقویم گفت یا زهرا
همه هستیم گفت یا زهرا
نوزده سال مثل برق گذشت
نوزده سال از نیامدنت
هم تو هستی مقابل چشمم
هم غمت کرده دل به دل منزل
بر مزاری نشست و پیدا شد
حس پنهان مادر و فرزند
دل سراپردۀ محبت اوست
دیده آیینهدار طلعت اوست...
ای دوای درون خستهدلان
مرهم سینۀ شکستهدلان
ای وجود تو اصل هر موجود
هستی و بودهای و خواهی بود
دل آزاده با خدا باشد
ذکر، نسیان ماسوا باشد
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنیست آن بینی
دل و جانم فدای حضرت دوست
نی، فدای گدای حضرت دوست
ای ز فرط ظهور ناپیدا
ای خدا! ای خدای بیهمتا!
هر کسی را به سر هوایی هست
رو به سویی و دل به جایی هست
دیدم گل تازه چند دسته
بر گنبدی از گیاه رُسته
غصه آوردهام، غم آوردم
باز شرمندهام کم آوردم
دیر سالیست هر چه میخواهم
از تو یک واژه درخورت گویم
ای جهان دیده بود خویش از تو
هیچ بودی نبوده پیش از تو
ای نام تو بهترین سرآغاز
بینام تو نامه کی کنم باز؟
نوربخش يقين و تلقين اوست
هم جهانبان و هم جهانبين اوست