من به غمهای تو محتاجتر از لبخندم
من به این ناله به این اشک، ارادتمندم
حرمت خاک بهشت است، تماشا دارد
جلوۀ روشنی از عالم بالا دارد
ای دل سوختگان شمع عزای حرمت
اشک ما وقف تو و کربوبلای حرمت
گرفتارم گرفتارم اباالفضل
گره افتاده بر کارم اباالفضل
شنیدم از لب باد صبا حسین حسین
نوای ما، دم ما، شور ما، حسین حسین
گل کرده در ردیف غزلهای ما حسین
شوری غریب داده به این بیتها حسین
گریه میکنم تو را، با دو چشم داغدار
گریه میکنم تو را، مثل ابرِ بیقرار
چه اضطراب و چه باکى ز آفتاب قیامت
که زیر سایۀ این خیمه کردهایم اقامت
بر حسین بن علی یا با حسین بن علی؟
با یزید بن یهودی یا حسین بن علی؟
ای بال و پر و پهنه و پرواز حسین
ای خون خدا خون سرافراز حسین
شب بود و بارگاه تو چون خرمنی ز نور
میریخت در نگاه زمین آبشار طور
باید که برای تو سرِ دار بمیرم
یکباره به پایت صد و ده بار بمیرم
چگونه وصف کنم شاعرانه کیست علی؟
شبیه نیست به غیر از خودش؛ علیست علی
به خودنماییِ برگی، مگو بهار میآید
بهار ماست سواری که از غبار میآید
ای نبیطلعت، ای علیمرآت
وی حسنخصلت، ای حسینصفات
من كیستم؟ کبوتر بیآشیانهات
محتاج دستهای تو و آب و دانهات
اگرچه در نظرت آنچه نیست، ظاهر ماست
سیاهجامۀ سوگت لباس فاخر ماست
زینب اگر نبود حدیث وفا نبود
با رمز و راز عشق کسی آشنا نبود
گل میکند لبخند تو مهمان که میآید
باز است آغوش تو سرگردان که میآید
میشود دست دعای تو به باران نرسد؟!
یا بتابی به تن پنجرهای جان نرسد؟!
گر چه از غم، شکسته بالِ من است
اشک من شاهد ملالِ من است
دلدادۀ عشق، از صفاتش پیداست
صدق سخن از صبر و ثباتش پیداست
«فاش میگویم و از گفتۀ خود دلشادم»
من غلام علیام از دو جهان آزادم