در پهنۀ آسمان چه دیدهست شهید؟
لبخند زدهست و پر کشیدهست شهید
با دردهای تازهای سر در گریبانم
اما پر از عطر امید و بوی بارانم
امنیت کشور است مدیون شما
آرامش لحظههاست ممنون شما
ماییم و شکوهِ نصر انشاءالله
قدس است و شکستِ حصر انشاءالله
زهرای حزین، ز گرد راه آمده بود
جبریل، غریق اشک و آه آمده بود
جان داد که در امان ببیند ما را
خالی کند از یزیدیان دنیا را
عارف وسط خطابۀ توحیدش
زاهد بعد از نماز پرتردیدش
گم کرده چنان شبزدگان فردا را
خفتیم دو روزه فرصتِ دنیا را
از شبنم اشک گونههامان تر بود
تشییع جنازۀ گلی پرپر بود
در سوگ نشستهایم با رختِ امید
جاری شده در رگ رگِ ما خونِ شهید
سرو است و به ایستادگی متهم است
از شش جهت آماج هزاران ستم است
ای ننگ به فتنههای صد رنگ شما
ای مرگ به زوزۀ بدآهنگ شما
سرتاسر عمرتان به تردید گذشت
عمری که به پوشاندن خورشید گذشت
امشب که نرگسها اسیر دست پاییزند
کوکب به کوکب در عزایت اشک میریزند
نسل حماسه، وارثان کربلا هستیم
نسلی که میگویند پایان یافت، ما هستیم
با آنکه دلم شکستۀ رنج و غم است
در راه زیارت تو، ثابتقدم است
اوقات شریف ما به تکرار گذشت
مانند همیشه کار از کار گذشت
ای کاش که در بند نگاهش باشیم
دلسوختۀ آتش آهش باشیم
ما منتظران همیشه مشغول دعا
هستیم شبانهروز در ذکر و ثنا
ای لحظهبهلحظه در تماشای همه
دیروزی و امروزی و فردای همه
با فرق شکسته، دل خون، چهرۀ زرد
از مسجد کوفه باز میگردد مرد
با علمت اگر عمل برابر گردد
کام دو جهان تو را میسر گردد
عمری به اسارت تو بودم ای مرگ
لرزان ز اشارت تو بودم ای مرگ
وقتی که شدهست عاشق مولا، حر
ای کاش نمیشد این چنین تنها، حر
ای کاش فراغتی فراهم میشد
از وسعت دردهای تو کم میشد