گر زن به حجاب خویش مستور شود
از دیدۀ آلوده و بد دور شود
گر سوى ملک عدم باز بیابى راهى
شاید از سرّ وجودت بدهند آگاهى
زمین ز بتکدهها پُر شدهست، ابراهیم!
دوباره دور تفاخر شدهست ابراهیم
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
یک ماه جرعه جرعه تو را یاد کردهایم
دل را به اشتیاق تو آباد کردهایم
ای آنکه دوای دردمندان دانی
راز دل زار مستمندان دانی
میخواهی اگر رزق فراوان برسد
از ابر کرم بارش باران برسد
ای جذبهٔ ذیالحجه و شور رمضانم
در شادی شعبان تو غرق است جهانم
آمدیم از سفر دور و دراز رمضان
پی نبردیم به زیبایی راز رمضان
افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت
گفتند: «غنا» از آرزو کاستن است
خود را به غنای طبع آراستن است
الغرض! فیض خاص گشت تمام
سهم ما باز، فیض عام شده است
ای سرّ تو در سینۀ هر محرم راز
پیوسته درِ رحمت تو بر همه باز
آزادگی ز منّت احسان رمیدن است
قطع امید، دست طلب را بریدن است
از لطف نسیم، گل شود گلگونتر
زیباتر و دلرباتر و موزونتر
خدایا دلی ده حقیقتشناس
زبانی سزاوار حمد و سپاس
دل زنده شود کز تو حیاتی طلبد
جان باز رهد کز تو نجاتی طلبد
ز هرچه غير يار اَسْتغفرالله
ز بودِ مستعار استغفرالله
تا قسمت ماست برگ برگ افتادن
چون غنچه ز بارش تگرگ افتادن
جان آمده رفته هیجان آمده رفته
نام تو گمانم به زبان آمده رفته
گر زنده دلی مرام تکریم بگیر
ور مرده دلی مجلس ترحیم بگیر
ای که عمریست راه پیمایی
به سوی دیده هم ز دل راهیست
رسید جمعهٔ آخر سلام قدس شریف
سلام قبلهٔ صبر و قیام، قدس شریف